تبليغاتX
sa LOF BOYS
       پیامک
 
       منوی اصلی
  صفحه نخست
پست الكترونيك
بایگانی
RSS

      آرشیو

اسفند 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
آبان 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

 
       هم استانی ها
طرفداران قلعه نویی کلیک کنید
جوانی
پسرکش ها
کبری
یک دانشجوی آزاد
تمام موضوعات

       دوستان

آبادان شهر خدا
آبادان فوتو وبلاگ
یادت نره دوست دارم
فوتبال روز دنیا
طراحی سایت

 
       گوناگون

 

مسابقه 

با سلام خدمت شما بینندگان عزیز و گرامی ، امیدوارم در هر جای این میهن عزیز که هستین خوب و خوش وخرم در کنار خانواده باشید . یه آوانس می بینیم با اولین شرکت کننده در خدمت شما سروران خواهیم بود . شبکه دو شبکه تو انرژی تو برمیگرده به تو .

با سلام و درود بفرمایید .

سلام میکنم به تمام بچه های آبودان خرمشهر اهواز مسجد سلیمون سربندر سوسنگرد ......

به به امین زاغی گل

ولک تو منو از کجا می شناسی بلا؟

بابا اختیار داری تمام بچه های صدا و سیما شما رو میشناسن، منم یه سلام ویژه دارم خوزستانیهای عزیز

ها وظیفته

خوب امین زاغی آماده ای؟

ها ولک یالا دیگه با این صورتت کار داریم میخوایم با بچه ها بریم قهوه خونه .

امین زاغی اونجا هوا چطوره ؟

وه بابا تو مارو گوزوندی .

خوب باشه میریم سراغ سوال ؟ سردارهای ملی که در تبریز شورش کردند که بودند ؟

اولا تو تبریز نبود تو آبودان بود دوما « امین زاغی خان » و« امیر پشت بلند خان » بودند .

نه متاسفانه جواب شما اشتباه بود . جواب صحیح ستارخان و باقرخان بود .

تو بلا نسبت گه خوردی ، اصلا تقصیر ما بود که شورش کردیم ، با این صورتت انگار تازه از شانسی در اومدی .

امین زاغی جان غصه نخور عزیزم شما هنوز شانس بردن جایزه دارید . نام این فیلم چیه و الان چه اتفاقی میفته ؟

ها ولک مو خودم این فیلمو دیدم اسمشم « آرنولد و کتکهایی که از آبادانیها خورد » که الان آرنولد تفنگشو در می یاره و ناصر بلابوش تفنگشو با یه حرکت ازش می گیرم و میزاره تو بیییییبب (سانسور)

نه یکم بیشتر فکر کن .

اوه ولک تو هیچی نوفهمی .

به خدا امین زاغی شرمندم ، شما برنده نشدید.

چی مو برنده نشدم الان مییام صدا و سیما رو بمب گذاری میکنم .

بله آقای تهیه کننده همین الان گفتند که مبلغ سی هزار تومن برنده شدید .

ولک با سی هزار تومن بهت فحش هم نمیدن .

50 هزار تومن چطوره ؟

یالا قبوله

خوب کاری نداری امین زاغی؟

صبر کن امیر پشت بلند هم میخواد شرکت کنه

بله خوشحال میشیم

نه مثل اینکه میگه بدون اینکه شرکت کنم 50 تومن بده وگرنه می یاد در شبکتونو تخته میکنم .

باشه آقای تهیه کننده گفتند مبلغ 100 هزار تومن به شما تعلق میگیره .

نه نه ما این پولو هدیه میکنیم به صندوق صدقات سر کوچمون .

احسنت و افرین به این غیرت و معرفت شما . خوب کاری نداری امین زاغی جان ؟

اووه تو چقدر فگری ، میترسی پول تلفن زیاد بیاد صبر کن با بچه ها و همشهریا خداحافظی کنم...... خداحافظی میکنم از تمام بچه های آبادان و از اینجا به همه میگم که لاف بویز به روز شد سر بزنید و حالشو ببرید . راستی صادق خنجری اگه صدامو میشنوی امیر پشت بلند میگه ساعت 6 بعد از ظهر دم قهوه خونه .

نوشته شده توسط امین زاغی و امیر پشت بلند | لینک ثابت | موضوع: |

نامه  

سلام به بچه های خوزستان ،لرستان،زنجان،تهران ،مازندران،خراسان جنوبی،سیستان و بلوچستان و بوشهرو....

یه سلام ویژه خدمت ققنوس که خاطره قبلی کاراون بود.و شما هم یه قولایی داده بودید که انگار یادتون رفته.

خاطره :یه دفعه یادمه که فوت شدم بعد رفتم اون دنیا یکی اومد بم گفت که امیر پشت بلند تو چون جون خیلی از مردم در خیلی از جاهای دنیا نجات دادی و کلی کار خوب کردی جات تو بهشته اما چون آرنولدو خیلی اذیت می کردی و مسخره کردی دو روزی رو مهمون شکنجه گران جهنمی.منم گفتم باشه خیالی نیست.رفتیم جهنم دیدم ای بابا اینجا هواش همش دو یا سه درجه گرمتر از آبادانه .خلاصه دوروزی این شکنجه گرا رو گوشمالی دادم و اومدم بیرون که برم بهشت یهو دیدم زنگ خونه داره می زنه .از خواب پا شدم رفتم درو باز کنم دیدم آقای پستچیه .گفت:امیر پشت بلند؟گفتم بابا تو دیگه مو از کجا می شناسی؟گفت:من که تورو نمی شناسم اسمتو رو پاکت نامه نوشتن.(خیلی ضایع شدم خوب شد بچه ها نبودن)نامه رو گرفتم اومدم تو.دیدم رو قسمت فرستنده نوشته محمود احمدی نژاد.امین زاغی رو صدا کردم تا ببینیم چه نوشته توش باز کردیم:

سلام امیر پشت بلند و امین زاغی چطورید؟خوبید؟دلم براتون تنگ شده بود .حالا ماکه تریپ عارفانه زیستن داریم تلفن نداریم .شما چرا به ما زنگ نمیزنید؟چه خبر از بروبچ یادش بخیر دوران دانشجویی تو آبادان .واقعا یادش بخیر می رفتیم باشگاه تمرین می کردیم چقدر آرنولدو مورد تمسخر قرار می دادیم.یادته یه دفعه با عرشیا حرفت شد ظهر رفتیم در خونشون زنگ زدیم بعد پدرش پشت در بود تو فرار کردی و من چقدر کتک خوردم.یادته یه دفعه با بچه ها می خواستید با تیغ و قیچی ریش و سیبیلمو بزنید دست همتونو گاز گرفتم تا بی خیال شدید واقعا یادش بخیر.یه دفعه رفتیم پارک با تیرکمون گنجشک می زدیم بعد نگهبان پارک از پشت زد تو سرم که کلم تا الان کج کمونده.

خوب بچه ها محمود یه چیزای دیگه هم تو نامش نوشته بود که خصوصی بود و نمی شد گفت.

نوشته شده توسط امین زاغی و امیر پشت بلند | لینک ثابت | موضوع: |