سلام می کنم به تمام بچه های لاف بویز .
با بچه ها تو پاتق بودیم که یهو عرشیا اومد گفت بابا بجنبید یه کاری بکنید،گفتیم مگه چی شده؟عرشیا گفت:بابا یه زن تهرانی که الان تو آمریکا داره می ره فضا اون وقت شما اینجا نشستین بی خیالی دارین قلیون می زنید؟ناصر بلابوش پرید گفت : کو ؟کجاست؟همین فردا می ریم فضا.موام به بچه ها گفتم امشب بند و بساطو جمع کنید همین فردا حرکت می کنیم عینک ریبون هم یادتون نره شاید اونجا خواستیم عکس یادگاری بندازیم.امیر پشت بلند گفت الان کجا بریم:عرشیا گفت انوشه منوشه قراره بره کره ماه ما باید زودترشون برسیم.صادق خنجری از بس دوسیب زده بود گفت:بابا مو الان خودم تو کره ماهوم فقط نمی دونم جته کجاس؟موام یاد جتی افتادم که البرادعی برا جشن تولدم بم هدیه داده بود موام که جا برا پارکش نداشتم گذاشته بودمش تو حیاط خونه ققنوس جینگلبرت.یه زنگی بش زدم گفتم ها ولک کا چه خبر؟گفت دست رو دلم نزار از زندگی خسته شدم.گفتم مگه آوریل برنگشت؟گفت نه بابا الان یه سی یلو هست که بد جوری رفت تو نخش.گفتم کا بی خی اون جتو وردار بیا آبادان می خوایم بریم کره ماه شاید اونجا انوشه منوشه رو برات جور کردم.که دیگه ققنوس گل واژه هاش دیگه شروع شدکه نمی دونم من سی یلو رو می خوام و از این حرفا موام گوشی رو تو صورتش قطع کردم.به بقیه بچه ها هم خبر دادم و آماده رفتن شدیم جتم رسید.خیلی ها اومده بودن استقبال آبادان پر خبرنگار بود موام به بچه ها گفتم کسی ق مصاحبه نداره .خلاصه کوکامو کمک خلبان کردم و آماده پرواز شدیم.بابا هنوز یه متر بلند نشده بودیم که یهو صدای تنبکو نی همبون اومد.موام به امیر پشت بلند گفتم این کار ناصر بلابوشه برو بش خیلی محترمانه تذکر بده که راننده حواسش پرت میشه.کوکام رفت و اومد گفت ولک کا دمت خیلی گرم این حرفا نمیارش این جته بدون خلبان هم می ره بالا.بیا فعلا با بچه ها حال کنیم.موام تا اینو شنیدم قاطی بچه ها شدم با صادق خنجری رفتم وسط داشتم می رقصیدم که عرشیا لاشی هم فیلم یادگاری ازم می گرفت.یوسف کوماکه و ضیا برعسی هم داشتن می خوندن دختر احمد آباد تو عروس بندری گل ناز شمشاد تو عروس بندری لای لای لای لای لالای لای لای که یهو.....ادامه دارد.......
نوشته شده توسط امین زاغی و امیر پشت بلند |
لینک ثابت | موضوع:
|