تبليغاتX
sa LOF BOYS
       پیامک
 
       منوی اصلی
  صفحه نخست
پست الكترونيك
بایگانی
RSS

      آرشیو

اسفند 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
آبان 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

 
       هم استانی ها
طرفداران قلعه نویی کلیک کنید
جوانی
پسرکش ها
کبری
یک دانشجوی آزاد
تمام موضوعات

       دوستان

آبادان شهر خدا
آبادان فوتو وبلاگ
یادت نره دوست دارم
فوتبال روز دنیا
طراحی سایت

 
       گوناگون

 

90 

سلام چطورید . خیلی مخلصیم

یه مدتی بود که وقت نکرده بودیم آپ کنیم . بابا مانم ناسلامتی دانشجوییما امتحان داشتیم البته دانشجو بودیم و راحت شدیم از این ننگ اما امین زاغی هنوز دانشجویه اییه اییه اییه .... بابا مو که گریه نمی کنم دارم میخندم . ... حالا ولش این چرت و پرتارو بریم سراغ اصل مطلب و یکی دیگر از ورقهای دفتر زرین خاطراتمون. خاطره امروز با اینکه خلاصه شدس اما یه مقدار طولانیه ، دست خودمون که نیست خاطرس دیگه پس یا سیو کنید یا وقتی که خواستید ار اینترنت خارج شید لاف بویزو باز کنید:

ساعت یک بامداد به وقت آبادان بود و داشتم خوابای خوش خوش می دیدم که یه هو حس کردم یه چیز داره زیر متکا وول می خوره و میگه اییییه ایییه ....مانم اون ماسماسکو برداشتم و جواب دادم

_ الو سلام امیر پشت بلند من آقای فردوسی پور از برنامه زنده 90 با شما تماس گرفتیم تا از بحثهای کارشناسی شما بهره مند شیم .

مونم جوابش دادم : مردتیکه چترال شانس اوردی از دست بچه ها که میس کال میزنن سایلنتش کرده بودم وگرنه اگه امین زاغی بلند میشد تو کونت میزاشت

_ اوه واقعا ببخشید . پس اگه امکانش هست هفته بعد تشریف بیارید چون خیلی از بینندگان درخواست حضور شمارو در برنامه داشتند.

_باشه هفته بعد تشریفمو میارم

فردا صبح داشتیم ناشتا سامبوسه فلافل میزدیم جریانو به امین زاغی گفتم امین هم گفت باشه کا با هم میریم گفتمش بابا مونو دعوت کردن تو کجا خودتو میندازی....کلی چونه زد تا قبول کردم بهش گفتم ولی هیچکی نباید از این موضوع بویی ببره ، امین زاغی هم گفت خیالت راحت دهن مو قرص قرصه (این حرفو که زد مونم مثل شما تا تهشو خوندم)

خلاصه هفته بعد با تماااامه بچه ها رفتیم تهران و مستقیم رفتیم تو استودیو و توی یه ردیف رو بروی عادل نشستیم ..... اول از همه مو بودم که با عینک ریبون نشسته بودم و هی به این پشت بلندم یه حالی میدادم جفتمم امین زاغی که مثل خانقلی خان این ور اون ورو زاغ میزد. بعدشم عرشیا با اون تیپ جلفش بود که گوشیهای ام پی 4 پلیر رو کرده بود تو گوشش و سرشو بالا پایین میکرد، بعدشم صادق خنجری نشسته بود داشت خنجرشو تیز می کردد البته چهرشو شطرنجی کرده بودند . کنارشم ناصر بلابوش با اون شلوار خلافیش بود ( از اون شلوارا که خشتکش به نزدیک زمین میرسه ) یه هفت هشتا از بچه ها دیگه هم بودن حتی دوتا بچه کوچولو که سر کوچمون داشتن سر کوچمون فنگ بازی میکردن اومده بودن داشتن وسط برنامه بازی میکردن. البته آرنولد هم خیلی التماس کرد ولی قبول نکردیم که بیاد.

خلاصه برنامه شروع شد و فردوسی پور واسمون هایلایت گذاشت بچه هاهم تخمه در اوردن شروع کردن به شکستن و تشویق کردن . بجه ها اون ور پا میشدن میگفتن آبادان مانم که اینور بودیم میگفتیم برزیلته

بعد یکی از بچه ها به فردوسی پور گفت : عدول عدول اینجا ضد زلزله هست اونم گفت آره ....و بچه ها شروع کردن به یزله انداختن .

بعد از اینا یه چند تا تصاویر کارشناسی و صحنه های داوری نشونمون داد که امین زاغی و مو براش توضیح دادیم رسیدیم به بازی سوپرجاموبین فولاد و صبا باتری و اون صحنه معروف : مو هی میگفتم بابا کارت قرمز کیلو چنده مگه مبعلی چه کرده یه خورده پاشو داده بالا و اون دایی هم بخاطر اینکه با اون سن و سالش تورو بچه وایساده خب بچه کپ کرد هم اینکه بخاطر مصاحبه بعد از بازیش باید بره کمیته انضباتی....دیدم فردوس پور داره از اون لبخنداشو میزنه بهش گفتم : نیشتو ببند بابا مو مثل بعضیا نیستما چیزی بهت نگم میخوای بگم بچه ها سه سوت لختت کنن ها.... شرفت سوراخ. یه هو دیدم بیستا رنگ عوض کرد . بچه ها هم شروع کردن به شعار دادن کاپتان دایی یادت باشه مبعلی سرورته و ته ته دوستت داریم ..بعد هم ازش پرسیدم چطور میشه که شهید قندی در تمام طول لیگ که بیستو خورده ای بازیه همش 12 تا گل بخورن اما بازی با راه آهن یه هو تو یه بازی 6 تا گل میخورن انگار بازیکناشون بعد از بازی با راه آهن حامله شده بودن و مثل حامله ها راه میرفتن . هر یه گلی که صنعت به پیام ارتباطات میزد اونا دو تا از راه آهن میخوردن ،خب این جوری برای خود شهید قندی آبرو نزاشتن با تبانیشون ....یا چرا کسی به پرونده بازیکنای غیر قانونی راه آهن نمیرسه . تجربه ثابت کرده اگه به بچه های خوزستان اعتماد کنید نتیجه ای که میبینید مثل نتیجه قهرمانی در بوسانه اگه هم به اونا تکیه نکنید میشه بازی های آبروبرانه در جام جهانی و بازی های دوحه قطر که مالدیو و چین تایپه و قطر سوراخ سوراخمون کردن

بعد از حرفام بچه ها شروع کردن به سوت و دست زدن

بعدشم عادل بهمون گفت که مسابقه اس ام اسی این هفته به عهده شماست ، مانم یکم فکر کردیمو و گفتم : بهترین تیم دنیا چیه؟ اگه نظر شما صنعت نفت آبادانه گزینه 1 تا 4 رو به شماره 200090_0631 بفرستیدجایزشم به عهده خودمه یه بشکه نفت و یکی از عینک ریبونای خودم فقط هول نشید یکی یکی اس ام اس بدید.

آخرای برنامه هم عادل گفت یه چند تا تماس پشت خط داریم که اگه اجازه بدید براتون پخش کنم

گفتمش خواهش میکنم.

_ الو سلام امیر پشت بلند

_سلام خانم بفرمایید

_ببخشید من زید صادق خنجریم ، میخواستم با صادق صحبت کنم

صادق خنجری: ها سلام عینی اشلونچ

مو : چی چیو اشلونچ جمع کن بابا اینجا برنامه زندس . قطع کن خانم

یه تماس دیگه (خلیل چیتا ) : الو بچه ها خیلی نامردید مونو تو دستشویی فرودگاه قال گذاشتین

مو : ا بچه ها خلیله ، خلیل چیتا کجایی عزیزم حالت خوبه ؟

خلیل چیتا : بابا دمتون گرم بچه آبادانو دست کم گرفتید الان تو جردن توی یه ایکس پارتیم . براشون یه ترانه خوندم گوش کنید بچه ها: پسر دخترا پسر دخترا مگه لشکر آباد چی داره میگن تو هر دقیقش یه شکم میشه پاره تعطیلی یا عامری همه یه تیزبر دارن......

یه تماس دیگه :

مو : سلام بفرمایید

ابوجاسم : سلام و زهرمار بییب بییییییییییییب بییییب ....کی میاید حساباتونو صاف کنید

یه تماس دیگه:

براد پیت :سلام امیر پشت بلند پس این سی دی هام چی شدن سگ خورشون کردی ؟

مو : بابا این تماسارو وصل نکنید اه

یه تماس دیگه

بفرمایید

سندی: ولکام آبادان 5 کیلومتر دمت گرم..... ولکام آبادان 5 کیلو متر دمت گرم

مو : راچکتیم

بعد از تماس ها هم رسیدیم به آخر برنامه و عادل گفت که اگه حرف ناگفته ای دارید بزنید

مو : نه ندارم

امین زاغی : زیپ اون آقای فیلمبردار بازه ، زاغشو زدم

صادق خنجری : من حرف نا گفته ای ندارم فقط از شما و سایر همکاراتون کمال تشکر و قدردانی رو دارم که مارو به جمع خودتون دعوت کرید و از ببنندگان عزیز و که تا پاسی از شب پای برنامه حضور پیدا کردن سپاسگذارم ، چی جون داداش

ناصر بلابوش : چیچیو حرف آخر ما تا شام نخوریم از جامون تکون نمی خوریم

مو : ها مو حرف آخر دارم اون اول برنامه اسمش تیتراژه چیه نمیدونم چرا از صنعت و تیمهای خوزستانی چیزی نشون نمی دید فقط گل خوردن فولادو نشون میدید ها بی وجدان؟

فردوسی پور: حیقتش......

مو : ببندش .نفله

اینم از خاطره . چقدر خستم شد حالا برید قسمت نظرات و از مو تشکر کنید.

نوشته شده توسط امین زاغی و امیر پشت بلند | لینک ثابت | موضوع: |